X
تبلیغات
مســـــــــــــــافر عشق

مســـــــــــــــافر عشق

به خاطر ارزوهایم که میمیرند سکوتی می کنم سنگین تر از فریاد.

دانلود اهنگ انریکو

دانلود اهنگ جدید انریکو به نام i like it

خیلی باحاله حتما دانلود کنین.

دانلود اهنگ

 

 

اینم متنشه:

Pitbull

One Love .. One Love
Enrique iglesias, Pitbull
Ya'll know what time it is.
We go set it off tonight, just go
Set the club on fire, just go
Enrique! Holla at them like

Enrique

Girl please excuse me
If I'm coming too strong
But tonight is the night
We can really let go
My girlfriend is out of town
And I'm all alone
Your boyfriend is on vacation
And he doesn't have to know
No oh oh, oh oh
No one can do the things I'm gonna wanna do to you
No oh oh, oh oh
Shout aloud, screamin loud
Let me hear you go!

Baby I like it
The way you move on the floor
Baby I like it
Come on and give me some more
Oh yes I like it
Screaming like never before
Baby I like it
I, I, I like it.

 

Lionel Richie

Party, Karamu, Fiesta, Forever

Enrique

Girl please excuse me
If I'm misbehaving, oh
I'm trying keep my hands off
But you're begging me for more
Round round round
Give a low low low
Let the time time pass
'Cause we're never getting old
No oh oh, oh oh
No one can do it better turn around I'll give you more
No oh oh, oh oh
Shout aloud, screamin loud
Let me hear you go!

Baby I like it
The way you move on the floor
Baby I like it
Come on and give me some more
Oh yes I like it
Screaming like never before
Baby I like it
I, I, I like it.

Pitbull

Come DJ..that's my dj..
I'm a Miami Boy..You know how we play
im playing what u wanna I play..
What u give me got me good.
Now watch me..

It's a different species, get me in DC
Let's party on the White House lawn
Tiger Woods tired of Jesse James
Here goes Pitbull all night long
Pick up Barack and Michelle and let'em that it's on

Pa' fuera! Pa' la calle!
Dale mamita tirame ese baile!
Dale mamita tirame ese baile!

I see you watchin me, you see me watchin' you
I love the way you move
I like them things you do like..

Enrique

Don't stop baby, don't stop baby
Just keep on shaking along
I won't stop baby, won't stop baby
Until you get enough

Party, Karamu, Fiesta, Forever

Baby I like it!
The way you move on the floor
Baby I like it!
Come on and give me some more!
Oh yes I like it!
Screaming like never before
Baby I like it! I, I, I like it!

Baby I like it!
The way you move on the floor
Baby I like it!
Come on and give me some more!
Oh yes I like it!
Screaming like never before
Baby I like it! I, I, I like it!

Party, (oh yes I like it!) karamu, Fiesta, Forever!
Oh yes I like it!
Party, karamu, (oh yes I like it!) Fiesta, Forever!

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 شهریور1389ساعت 1:15  توسط ساناز  | 

....اوج سیاهی....

وجودم تاریک است.

درست مثل رنگ خالص بدی

خبری از معجزه نیست

ناجی من فراری شده

از بس که کلاغ روی بام سیاه بود

سایه اش ارزان خود را به باد فروخت

حالا،هوا برایم سنگین است.

حتی،نگاه ستاره نیز سنگین است

چه کنم با قلب سیاهم؟!

که اگر اندکی روشن می نمود،

تو از ان نمی گریختی

اما ای کاش می دانستی

قلبم به خاطر شعله های جان گداز عشق سوخت.

م ان چیزی که تو دیدی خاکستر سیاهش بود

،نه وجودی که در اوج سیاهی عاشق مانده!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 شهریور1389ساعت 0:2  توسط ساناز  | 

روز پدر مبارک

روز پدر بر همه ی  پدران مبـــــــــــــــــــــارکـــــــــــــ.
+ نوشته شده در  شنبه 5 تیر1389ساعت 23:11  توسط ساناز  | 

نخستین شعله

عشق سه حرف بی ربط اما در کنار هم.

عشق سه واژه واژگون اما برای هم.

عشق کلمه ای کوتاه اما به وسعت روح کهکشان.

عشق الفبای یخ زده بر روی کاغذ.

اما اتشی گرم برای روح حوا.

عشق دوست داشتن من برای تو.

اما انتظار فرو رفتن در تو برای من.

but i waiting for being swept in you

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 خرداد1389ساعت 14:16  توسط ساناز  | 

بازداشته

 

تنهایم مگذار....

دیوار استوار، پنجره ی بدون هوا.

دلم گرفته است.

فریادم را در کدام فضا رها کنم که اوار نسازد؟

راهی به بیرون نیست.

تمامی مسیر هارا دزدیده اند،مثل تک تک ستاره ها.

جریان سریع زمان بی تاب است برای انتها.

جسور و محکم مرا می کوباند.

تنهایم مگذار...

دل کوچکم با امید تو پر شده.

هوا، ماه و اسمان را پنهان کرده اند.

خساه ام از بی پناهی

با خیالم نفس می کشم.

تنهایم مگذار..

تا بالهایش تا کنار ماه سفر کنم.

شاید...

شاید این اخرین راه باشد.

با من می مانی؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 خرداد1389ساعت 22:50  توسط ساناز  | 

بی تو.....

عشق به وسعت اسمان ابی ست

خاطر تو هنوز در قلب من باقی ست.

این شهر،این کوچه و این خانه هنوز بوی تورا میدهد.

هنوز جای قدمهای عاشقت در حیاط  خانه مان پیداست

وطنین صدای دلنوازت هنوز هم به گوش میرسد

بی تو بلبل های باغ زندگی دیگر اواز عشق سر نمی دهد

و گلهای باغچه مان پژمرده است

بی تو هیچ چیز زیبا نیست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 فروردین1389ساعت 18:52  توسط ساناز  | 

وسعت عشق در بهار

عشق به وسعت اسمان ابی ست.

خاطر تو هنوز در قلب من باقی ست

این کوچه و این خانه هنوز بوی تورا میدهد

هنوزجای قدمهایت در حیاط خانه مان پیداست

وطنین صدای دلنوازت هنوز به گو می رسد

بی تو بلبل های باغ زندگی دیگر اواز عشق سر نمیدهد

وگلهای باغچه مان پژمرده است

بی تو هیچ چیز زیبا نیست

با بهار می توان از ابی دریا گذشت

و شیشه تنهایی را شکست

با بهار می توان به تمام لحظه ها

جامه ای زیبا پوشاند و پاک شد و سپید

با بهار می توان خالی شد از هر رنج و غم است

و غصه هارا به باد فراموشی سپرد

با بهار می توان عاشق شد

چون بیدهای مجنون

وسرودهای ازاد سربه فلک کشیده.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 اسفند1388ساعت 14:40  توسط ساناز  | 

برنده شدم تو مســــــــــابقه

سلاااااااااااااااااااااااام جوجو هاااا.

امیدوارم که حال همتون خوب باشه.

مال من که خیلی خیلی خوبه.

چون باکمک شما دوستان عزیز من تو مسابقه ی برترین وبلاگ برنده شدم.

از همه ی تک تکه شما ممنونم که به من تو این مسابقه کمکم کردید.

امیدوارم بتونم همه ی خوبی هاتونو تلافی کنم.

همتونو دوســـــــــــــــــــــــــــت دارم.

باباااااااااااااااااااااااااااااای.

+ نوشته شده در  شنبه 15 اسفند1388ساعت 19:8  توسط ساناز  | 

والنتاین مبارک

happy valentine day

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 7 اسفند1388ساعت 0:52  توسط ساناز  | 

کمکم کنید.

سلام دوستان خوبم.

من تو مسابقه ی برترین وبلاگ شرکت کردم.لطفا به ادرس زیر برین و به وبلاگ من رای بدین.

بازم ممنونم.

فعلا

            

http://behtarinweblog.mihanblog.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 بهمن1388ساعت 20:27  توسط ساناز  | 

رویای من

اگرچه نیستی اما من هنوز به یادت هستم.

هنوز هم در فراق تو با اشکهایم به خواب میروم

و با دیدن تبسم هایت دریای طوفانی نگاهم ارام میشود

انگار که هرگز تو نرفته ای

سربرروی شانه هایت میگذارم و از غمهایم میگویم و میگریم

کاش هرگز از این خواب بیدار نشوم

سحر میشود و تو دوباره از افق بیداری ام پرواز می کنی

تو چقدر مهربان بودی و خدا چقدر مهربان تر

که لحظه های خوشبختی را در خواب هم تعرف مبکند.

تورا از همین بهار های دوباره

از همین تابستانهای همیشه

از همین پاییز های مکرر

و از همین زمستانهای تا ابد یافته ام

باور کن عهد من و تو

در همان زمان بی زمان اتفاق افتاد

تو انچنان زلالی که غزل و چنان نجیبی

که صبح و انقدر مهربانی که خدا.....

من تو را از خدا گرفته ام.

 

ای بانوی ابی عشق!

تو می ایی اما صد افسوس

که قدم در رویای من نمی گذاری

لحظات تنهایی ام را با یاد تو می گذارنم

من دشت ارزوها را یک نفس می دوم

تا رویاهایم را با تو کامل کنم

اکنون می خواهم برای تو و

رویاهایم غزل بسازم.

+ نوشته شده در  شنبه 10 بهمن1388ساعت 11:16  توسط ساناز  | 

در ارزوی تــــــــــــــو......

در کوچه های دلواپسی و در لحظات پر از اضطراب گم شده ام و در تاریکی شب به دنبال روزنه ای از نور می گردم. تا فانوس این راه پر از پیچ و خم باشد.در تاریکی زندگی خود را نیز از یاد برده ام و در این روزمرگی همیشه غرق شده ام و به دنبال ساحل ارامش حیران و سرگردانم......

گویی ارزوهایم را در گوش باد زمزمه کرده ام که تمام انها بر باد رفته است. گویی جوانی ام در چشم بر هم زدنی با من وداع کرده است که گرد پیری این  چنین بر سر و رویم نشسته است. در جاده زند گی مسافری بودم که هیچ توشه ای به پایان راه رسیده ام و چیزی جز افسوس دوران رفته برایم باقی نمانده است......

بی تو تمام نوشته هایم سیاه مشقی بیش نیست. بی تو پرنده خیالم اسیرخاطرات شوم تنهایی گشته و نفسهایم در سینه حبس شده است. بی تو غزل هایم نه اغازی دارد نه پایانی و صدایم به سختی به گوش می رسد.بی تو مرغ سر کنده ای را می مانم که در عطش رسیدن به تو بال و پر می زند و صدایش را کسی جز تو نمی شنود.....

مرا لحظه ای به خود وامگذار ای مهربان.....

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 26 دی1388ساعت 17:42  توسط ساناز  | 

دلتنگ دیدار

 چشمهایی منتظر که وامدار باران اند و قطره هایی که

 بی امان از فراق نمی بارند. گونه هایی که از انتظار

خیس و نمناک و در انتظار شکفتن زیبا ترین نرگس

دنیا هستند و من این ادینه نیز دلتنگ دیدارم.

 

 

پاکی اسمان

 

تو را در خواب باید جست

تورا دربهار باید یافت

اگر خزان خیمه زده بر دلم

بار سفر ببندد و از درونم کوچ کند،

تورا در رود های پر اب و چشمه های

جوشان باید دید

که قطره قطره وجودت

به زلالی قطرات باران

و به پاکی اسمان ابی

بعد از باران است

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 دی1388ساعت 22:43  توسط ساناز  | 

شور عشق

دلخوشم من چون گدای اين درم

هم گدای فاطمه هم حيدرم

سوی اين در هست دائم دست من

نيست حاجت بر سرای ديگرم

آبرويم از در اين خانه است

زين سبب از خلق عالم برترم

تا که آيد نام زيبای حسين (ع)

اشک آيد از دو چشمان ترم

روضه‌هايش چون به گوشم می‌رسد

می‌زند بر سينه و دل آزرم

کاش می‌شد کربلا باشم شبی

تا به برگيرم مزار دلبرم

ياد دارم کودکی بودم ولی

شور عشقی بود دائم در سرم

تا که آيام محرم می‌رسيد

می‌نمودم رخت ماتم در برم

ياد دارم مانده در گوشم هنوز

گريه‌های بی صدای مادرم

اينچنين مي‌گفت با صد شور و شين

 من فدای کام عطشان حسين (ع)

+ نوشته شده در  شنبه 5 دی1388ساعت 1:20  توسط ساناز  | 

ای خشک لب

ای ابتدای شعرهای عاشقانه

وی منتهای آرزوی عارفانه

ای خشك لب ! مستغنی از امواج دريا

وی در عطشناكی سروده صد ترانه

ای هفت دريا همچو قطره پيش قدرت

ای بحر نا پيدا ، كران بی كرانه

از بهر گلخند لبان غنچه لبخند

وی بهر آواز تر بلبل ، بهانه

ای سرالاسرار تمام آفرينش

در بهت سرگردانی عرفان نشانه

در خشكی سُكر لبانت راز مستی

كز هرم آن خيزد ز خُمّ می زبانه

ماييم و قلبی پر نياز و سوز و سازی

در پيشگاه حس ناب شاعرانه

ما را نيايد وصف تو با شعر لالی

هيهات زين سودای خام كودكانه

در قاف قدر شامخت ما را گذر نيست

كانجا بجز عنقا ندارد آشيانه

صد كهكشان چون نقطه ای محو تو هستند

ای خارج از حد تصور در ميانه

با تو ازل آغاز گرديد و روان شد

تا انتها جاری شد و مانا زمانه

در لامكان بی زمانی عشق جاويد

در بهت "لا ادری" مايی جاودانه

ای "مطلع الانوار" اشراقات شرقی

ای غرب عرفان ابتدای شهر قانه

لاف تجرد می زند صوفی و ليكن

مانند ابجد خوان مكتب ناشيانه

اما به لطف مهر تو گشته مجسم

تصوير تو در شعر چشمانم شبانه

آنك تو و موج عطا ای بحر احسان

اينك گدای عاشقی بر آستانه

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 آذر1388ساعت 23:58  توسط ساناز  | 

حدیث عشق

می خواهم دلتنگی هایم را به دست قاصدک ها بسپارم

میدانم ان ها به سوی تو می ایند

تا حدیث عشق را برایشان زمزمه کنی

می خواهم غصه هایم را در گوش اسمان نجوا کنم

هر چند میدانم دل اسمان خواهد گرفت

و گواهش اشک های پاک ابر ها خواهد بود

می خواهم به کنارم بیایی

هر چند لحظه ای کوتاه

تا با چشمهای بارانی ام به استقبالت بیایم

و تو از چشمهایم حرفهای ناگفته دلم را بخوانی.

 آپلود عکس

دلم می خواست بهار را برایت به ارمغان بیاورم

و زندگی ات را همانند روزهای اغازین بهاری

پرشور و سرسبز کنم

دلم می خواست هیچ گاه زندگی مان پاییز را تجربه نکند

و همیشه زیبایی و طراوت بهار را داشته باشیم

اما افسوس که زمستان جدایی از راه رسید

و گل وجودت رابرای همیشه چید

و من بعد از تو بهاری را به یاد نمی اورم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 آذر1388ساعت 18:51  توسط ساناز  | 

عید غدیر مبارکــــــــــــــــــــــ

 آپلود عکس
+ نوشته شده در  یکشنبه 15 آذر1388ساعت 16:58  توسط ساناز  | 

مسافر مهربان

 

مسافر عشقم غربت  چشمهایم راببین.

ستاره های اسمان دیگر سوسو نمی زنند.

خورشید دیگر توان درخشیدن را ندارند.

این زمستان رنگ پریده هم در انتظار توست.

قلم میان دستهایم خشکیده و تو نیامدی.

قلب تکه تکه شده ام در انتظار توست.

جاده ها نیز منتظرند.

من هنوز چشم به راهم مسافر عشقم.

ظهوری سبز و زیبا تا مسافر مهربان

ارزوهایم از راه برسد

+ نوشته شده در  شنبه 7 آذر1388ساعت 12:1  توسط ساناز  | 

سکوتی سنگین تر از فریاد

به خاطر ارزوهایم که میمیرند، 

 

سکوتی می کنم سنگین تر از

فریاد.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 آبان1388ساعت 21:19  توسط ساناز  | 

::.دل شکسته::.

قسم نخور با تو بمونم

تو هیچی ار من نمیدونی

اگه بگم راز دلم رو

تو هم کنارم نمیمونی

اگر عاشق شدن یک نگاه

دل عاشق شکستن صد نگاه

شیشه ی پنجره را باران  شست

ولی اما .....

چه کسی نقش تورا از دلم خواهد شست

ساز شکسته صاب ندارد

دل شکسته یاری ندارد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 آبان1388ساعت 15:40  توسط ساناز  | 

تولدم مبارک

سلاااااااااااااااااااااااااام.

خوبییییییییین؟

من که نیستم.

ریدن تو این یاهو از صبح هر چه میرم نمیره؟

حالا بی خیال.

بچه ها فردا تولدمه.

تولد تولد تولدم مبارک.

مبارک مبارک مبارک.

یه دست محکم.

حالا کادو ها رو بدین.

دیگه ما هم کم کم بازنشسته میشیم.

شوخی می کنم تازه اول کاره.

تازه ۱۸ ساله شدم می خوام دنیارو بترکونم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 آبان1388ساعت 10:30  توسط ساناز  | 

دمت گرم پرسپولیس

به تموم پرسپولیسی ها تبریک میگم  بچه ها

 

دیروز خداییش خیلی باحال بازی کردن

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 آبان1388ساعت 15:58  توسط ساناز  | 

رفاقت تعطیل

داداش از این به بعد:

 

تا اطلاع ثانوی

 

 رفاقت تعطیل

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 آبان1388ساعت 22:12  توسط ساناز  | 

.::مهربانی::.

 

ای بهترین ترانه و بهانه برای نفس کشیدن

روزی سکوت من شکسته خواهد شد

و تو ان روزی خواهد دید که در من

جز نام تو چیزی نیست

بگذار به احترام تمام مهربانی هایت

از جا برخیزم که زلالیت را فقط

در نهر های روان بهشت می توان دید

و مهربانیت را در زیر سایه مجنون ترین

درخت دنیا می توان احساس کرد

من از اسمان بی انتها زیباترین ستاره را خواهم چید

و ان را با رشته ای از عشق بر گردن خواهم اویخت

تا همیشه نشانی از تو داشته باشم

من از میان تمام گلهای دنیا

شاخه ای از گل شقایق را به تو خواهم داد

تا احساسم را بدون سختی گفته باشم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 مهر1388ساعت 0:11  توسط ساناز  | 

:_*ترنم باران:_*

 

ازکوچه بس کوچه های عشق

بی تو چگونه عبور کنم

که بی حضور تو گویی خورشید

را گم کرده ام

من در این خیابان های تاریک

 پی چشمان پر فرغ تو میگردم

تا روشنایی و عشق را در قاب نگاهم بریزند

تو زلال ترین ترنم باارانی که

عاشقانه ترین ترانه شبهای تارم گشته است

من تو را به اندازه ی تمام دنیا دوست دام

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 مهر1388ساعت 11:56  توسط ساناز  | 

::. اولین بهار بی تو .:: (دست نوشته ی من)

 

امروز بارون می بارید

خودمو زود انداختم بیرون و رفتم بارون رو بو کنم

که بوی بارون مثل بوی تن تو بود

خیس بودم خیلی خیس اما نه از بارون بلکه از از عشق تو

و تنها خاطره ای که از تو داشتم باروز و عکس نازنینت بود

که توی قلبم گذاشته بودم و درشو قفل کرده بودم

که نکنه کسی ببینه

چه قشنگ بود اون روزی که در قلبمو زدی

و چه بد که در قلب خودمو به روی خودم بستی

چه راحت دلمو به دست اوردی

و چه راحت اونو پس دادی

اره.......

این اولین بهار بی تو امه

دلم گرفته مثل اون ابر بهاری که داره می باره

خوش به حال اون ابر که می باره و می باره

تا اینکه .......

با لبخند گرم خورشید دوباره به کلبش بر میگرده

کاش من خورشید و تو ابر بودی

و تورو با یه لبخند گرم به کلبه ی عشقمون برگردونم

ای تنها ترینم که یاد تو تنها بهانه ی من به زندگی است

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 شهریور1388ساعت 13:27  توسط ساناز  | 

ღღღخسته امღღღ

خسته ام از روزهای تکراری

که بی صدا می ایند و می روند

خسته ام از شالیزار هایی که

دیگر بوی مهربانی نمی دهند

از ماهی هایی که از تنگ کوچکشان

دل بسته اند

خسته ام

خسته از نسیمی که بوی دلتنگی می دهد.

و از نانی که دیگر بوی تازگی نمی دهد

کی می ایی؟

ღღღدوست دارمღღღ

 

دوست دارم با تو در باران قدم بزنم

و تو را به زلالی باران هستی کنارم داشته باشم

دوست دارم تو راکه سبزترین خاطه ذهنم هستی،

برای همیشه چون ترانه های کودکی ام زمزمه کنم

دوست دارم فقط تو را از خدا ارزو کنم

فقط تو را....

+ نوشته شده در  جمعه 16 مرداد1388ساعت 15:30  توسط ساناز  | 

نوشته ی من

سلام دوستان

این نوشته ی پایین رو من براتون و تمام عاشق های اواره نوشتم.

شایدم هم این نوشته یه  جورایی  سر گذشت عاشقیه منه.

هر روز وقتی از خواب بیدار میشی.

اونو به یادت میاری.

که اونو تو خوابت دیدی .

به اون فکر میکنی.

به خاطرات گذشته

که چه راحت پاره کردو رفت.

به یاد اون تا دیر وقت های شب

به قصد اینکه شاید در کوچه خیابان های

اشنا دیدیش

ولی خورشید خسته شد

از بس قدم به قدم امدن در کنار تو.

و ماه فرا می رسه از راه

برای یاریت

و تو

در اغوش ماه به فکر او باز خسته

به خواب می روی.

             

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 مرداد1388ساعت 0:52  توسط ساناز  | 

دوست دارم

دوست دارم قلمی زیبا از رنگین کمان بسازم

و بر روی اسمان قلبت نقاشی کنم

دوست دارم بر روی قاب وجودت

طرحی از زندگی و عشق بکشم

و ان را جاودانه بر روی

دیوار های ذهنم اویزان کنم.

دوست دارم در کنار تو

بهترین لحظات را سپری کنم.

ارزو

بزرگترین ارزویم در کنار تو بودن است

وزیبا ترین ثانیه های زندگی ام به یاد تو بودن

قشنگترین ارزویم را بر باد مده

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 تیر1388ساعت 17:28  توسط ساناز  | 

دل خوش کرده ام

در کوچه پس کوچه های غریب،

بی هیچ نشانی به دنبال تو می گردم.

رد پایت هنوز بر روی قلب و جان من پیداست

و من در تنهایی مانده ام

اما فسوس تو رفته ای

ونیستی

و از تو جز یادی و خاطره ای

باقی نمانده است.


+ نوشته شده در  یکشنبه 21 تیر1388ساعت 23:11  توسط ساناز